الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

293

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

خداى من كوه‌ها را چنان از بنيان بركند كه خاك شده و خاكش بر باد دهد . و دكّ بعضها بعضا من هيبة جلالته و مخوف سطوته ؛ از هيبت عظمت پروردگار و ترس اقتدار او كوه‌ها بر يك‌ديگر كوبيده شود . در صحاح گويد : دككت الشيء دكّا . . . ؛ يعنى كوبيدم آن را و هموار نمودم . . . خداى تعالى مىفرمايد : فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ * وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً * فَيَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْواقِعَةُ * وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ « 1 » ؛ به‌ياد آر چون در صور ( اسرافيل ) يك‌بار بدمند . و زمين و كوه‌ها را برگيرند و يك‌مرتبه همه را خرد و متلاشى سازند آن‌گاه روز موعود آن واقعهء بزرگ قيامت واقع گردد و بناى مستحكم آسمان آن روز سست شود و سخت درهم شكافد . زنده شدن مردگان و أخرج من فيها ؛ و بيرون آورد هركه را در شكم زمين ( مدفون ) است . إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها * وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها « 2 » ؛ هنگامىكه زمين به سخت‌ترين زلزلهء خود به لرزه درآيد ، و بارهاى سنگين اسرار درون خويش همه را از دل خاك بيرون افكند ، در آن روز محشر آدمى گويد : زمين را چه پيش‌آمد . فجدّدهم على إخلاقهم ؛ آنان را پس از فرسودگى تازه گرداند . إخلاقهم - به كسر همزه - مصدر أخلق از باب افعال است . در صحاح گويد : خلق الثوب ، يعنى پوسيده گرديد پيراهن ، و هم‌چنين أخلق . خداى تعالى مىفرمايد : . . . قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ « 3 » ؛ گفت : اين استخوان‌هاى پوسيده را باز كه زنده مىكند ؟ ! ( اى رسول ما ! ) بگو :

--> ( 1 ) . حاقه ( 69 ) آيات 13 - 16 . ( 2 ) . زلزال ( 99 ) آيات 1 - 3 . ( 3 ) . يس ( 36 ) آيهء 78 و 79 .